صنعت برق ایران
۲-۲-۲-۱-۲-۵-۱٫تاریخچه
۲۰سال پس از اختراع نیروی برق توسط ادیسون(۲۱اکتبر۱۸۷۹)، انرژی الکتریکی نخستین بار به ایران معرفی شد(امامیمیبدی، ۱۹۹۸ : ۱). در سال ۱۲۷۹ هجری شمسی یک موتور برق ۱۲اسبی۱۱۰ولت از خارج از کشور خریداری و دربالاخیابان مشهد»نصب شد تا برای روشنایی حرم مطهر حضرت امامرضا(ع) مورد استفاده قرارگیرد. اما اولین مجوز تأسیس یک کارخانه برق در کشور به یک بازرگان ایرانی به نام حاجحسینآقا امینالضرب دادهشد. حاج امینالضرب اقدام به تأسیس اولین کارخانه برق عمومی در تهران کرد. تهران تا سال ۱۲۸۳ هـ.ش فاقد برق بود. از این زمان به بعد چند خیابان عمده تهران دارای برق شدند(توانیر، ۱۳۹۱ت).
در این هنگام شهرداری تهران مسئولیت تهیه، نصب، تعمیر و نگهداری تأسیسات مربوط به روشنایی معابر را برعهدهداشت و به این منظور در شهرداری تهران واحدی به ناماداره روشنایی»ایجادشد تا اینکه در سال ۱۳۱۵ با تصویب اساسنامه مؤسسه برق شهرداری تهران، ادارهروشنایی شهرداری به مؤسسه برق تهران تبدیلشد و به عنوان یک مؤسسه مستقل زیر نظر شهرداری به انجام وظایف خود پرداخت. در واقع تا سال ۱۳۴۱ برای مدیریت برق کشور سازمان واحدی وجود نداشت و تصمیمات کلان از طریق وزارت کشور و سازمان برنامه و بودجه به شهرداری ها و مؤسسات خصوصی یا دولتی متولی برق در شهرستانها ابلاغ و اعمال میشد. با افزایش تقاضا و خارج شدن تولید و مصرف برق از وضعیت محدود منطقهای و به خصوص ایجاد نیروگاههای آبی در برنامه سوم عمرانی کشور که از مهرماه۱۳۴۱به اجرا گذاشتهشد، صنعت برق اهمیت بیشتری یافت و ایجاد سازمان مستقلی برای توسعه این صنعت، لازم تشخیص دادهشد. به این منظور در دیماه ۱۳۴۱ سازمان برق ایران تأسیس شد(همان منبع).
توسعه سریع صنعت برق در ایران فکر ایجاد وزارتخانهای برای تأمین آب و برق مورد نیاز کشور را ایجاد کرد و بر همین اساس در۲۲ اسفند۱۳۴۲وزارت آب و برق تأسیس گردید. در تیرماه ۱۳۴۴قانون توسعه مؤسسات برق غیردولتی به تصویب دو مجلس شورای ملی و سنا(مجالس وقت) رسید. همینطور براساس ماده ۲ قانون سازمان برق ایران در سال ۱۳۴۶ به وزارت آب و برق اجازهدادهشد تا کشور را از نظر تأمین برق بدون اام به پیروی از تقسیمات کشوری به مناطقی تقسیمکرده و بهتدریج نسبت به تأسیس شرکتهای برقمنطقهای اقدام کند. در سال ۱۳۴۸ نیز شرکت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران(توانیر) با مسئولیت توسعه تأسیسات تولید، انتقال و عمدهفروشی برق تشکیل شد. در ۲۸ بهمن ۱۳۵۳ با محولکردن برنامهریزی جامع و هماهنگکردن فعالیت انرژی در سطح کشور به وزارت آب و برق، این وزارت به وزارت نیرو تغییر نام یافت و در همان سال و سال بعد تغییراتی در اساسنامه شرکت توانیر ایجاد شد. پس از انقلاب ایران(۱۳۵۷) و با شرایط جدیدی که در صنعت برق از نظر کیفی و کمی ایجاد شد مسأله تغییرات در ساختار صنعت برق اهمیت ویژهای یافت و سرانجام شرکت توانیر در مهرماه سال ۱۳۷۴ به سازمان مدیریت تولید و انتقال نیروی برق ایران(توانیر) تبدیل گردید و وظایف و مأموریتهای معاونت امور برق وزارت نیرو به این سازمان محول شده و پست مدیرعامل این سازمان به معاونت امور برق داده شد. بالاخره در جلسه مورخ ۲۷ آذر سال ۱۳۸۱ هیئت وزیران بنا به پیشنهاد وزارت نیرو و تأیید سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی در ساختار شرکت توانیر تغییراتی ایجاد و اساسنامه آن به نام شرکت مادر تخصصی مدیریت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران (توانیر) بهتصویب رسید(همان منبع).
۲-۲-۲-۱-۲-۵-۲٫وضعیت کنونی صنعت برق ایران
در این قسمت سعیمی شود ضمن بررسی شاخص های کمی و کیفی صنعت برق ایران و تحولات آنها، وضعیت کنونی این صنعت مورد تجزیه و تحلیل قرارگیرد.
- بررسی شاخص های کمی صنعت برق
برق به عنوان یک صنعت زیر بنایی در فرایند توسعه اقتصادی هر کشور و ایجاد زیرساختهای توسعه نقشی ارزنده واساسی دارد؛ همچنین انرژی الکتریکی در بین گونه های مختلف انرژی به دلایل متعدد از جمله پاکبودن، سهولت مصرف و امکان تبدیل به انواع دیگر انرژی از ویژگیهای مطلوب و منحصر به فردی برخوردار است. علاوه بر مصارف خانگی و تجاری برق، ورود تکنولوژی پیشرفته به عرصه های صنعتی جهان، روند پرشتاب و روزافزون مصرف برق را در دهههای اخیر بههمراه داشتهاست. در این میان کشور ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همانند سایر کشورهای جهان، پیشرفت شایان توجهی را تجربه کردهاست(توانیر، ۱۳۹۱ب). احداث نیروگاههای گازی و چرخهی ترکیبی با توجه به پیشرفت فناوری، افزایش تولیدات داخلی و افزایش راندمان و کارایی آنها، تکمیل طرحهای نیروگاهی برقآبی، افزایش ضریب ذخیره سیستم تولید و پایایی به منظور به حداقل رساندن خاموشیها و فرهنگسازی برای مدیریت مصرف انرژی الکتریکی از اقدامات مهم صورت گرفته در سالهای اخیر بوده اند. حرکت به سمت توسعه فضای رقابتی در بخش تولید برق از طریق صدور مجوز احداث نیروگاه برای بخش غیردولتی با روشهای بی.اُ.اُ و بی.اُ.تی از تها و استراتژی های صنعت برق بوده است(توانیر، ۱۳۸۶). تاکنون موافقت احداث ۵۷ نیروگاه به ظرفیت ۴۰۰۹۴ مگاوات به روش بی.اُ.اُ برای بخش غیر دولتی صادر شدهاست و قرارداد تبدیل انرژی ۱۵ نیروگاه به ظرفیت حدود ۹۸۵۴ مگاوات مبادله گردیدهاست(توانیر، ۱۳۹۱الف).
براساس پیش بینیهای بهعملآمده، میزان مصرف تا سال۱۳۹۲بالغ بر۶۰ هزارمگاوات خواهدبود که دستیابی به این میزان تولید جز با مشرکت بخش خصوصی میسر نخواهدشد(توانیر، ۱۳۸۶). لازم به ذکر است که صنعت برق به دلیل اختلاف زیاد قیمت فروش برق با هزینه تمامشده آن، همچنان به کمکهای خارج از صنعت برق نیازمند است. هرچند پرداخت کمکهایی از سوی دولت مشکل مالی این صنعت را تا حدودی کاهش داده اما اعتقاد بر این است که در آینده تعرفههای فروش برق تعدیلگردد. همچنین صنعت برق برنامه های اجرایی را جهت توسعه این صنعت و براساس نیاز مشترکین درنظرگرفتهاست که پیش بینی سرمایه گذاری لازم برای حصول به این اهداف، به طورمتوسط سالانه حدود ۸۵ هزار میلیارد ریال است که با توجه به تعرفههای فعلی، درآمدهای داخلی صنعت برق به هیچ وجه جوابگو نخواهدبود(توانیر، ۱۳۹۱ب).
- بررسی شاخص های کیفی صنعت برق
فرض بر این است که شرکت مادر تخصصی توانیر و شرکتهای برق منطقهای که مسئولیت تأمین برق مطمئن جهت مصرف مشترکان را برعهدهدارند، به صورت بنگاههای اقتصادی ادارهشوند، اما به دلیل ماهیت زیربنایی و نقش تعیین کننده برق در رشد، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی تاکنون چنین امری محققنگردیدهاست(توانیر، ۱۳۹۱ث).
از یک سو با توجه به ساختار دولتی شرکتهای برق، سودآوری نمی تواند هدف اولیهی این بنگاههای اقتصادی باشد و از سوی دیگر ادامه فعالیت آنها منوط به کسب درآمد و منابع مالی کافی برای پوشش هزینه های آنها است. از دیدگاه اقتصادی منابع مالی لازم برای پوشش این هزینهها باید توسط مشترکان برق و متناسب با هزینههایی که هر مشترک بر سیستم تحمیلمینماید، تأمینگردد. به بیان دیگر تا زمانی که قیمت برق همانند سایر کالاها از طریق ساختار و عملکرد بازار و بر اساس عرضه و تقاضا مشخص و تعیین نشود، تعرفهها باید به صورتی تدوینگردند که حداقل هزینه های واقعی جاری و سرمایهای صنعت برق را پوششدهند. اما به دلایل خاص ی و اجتماعی و نگاه تکلیفی و غیراقتصادی به صنعت برق به عنوان یک بخش عرضهکننده کالای دولتی، این عمل میسرنگردید و همواره تعرفهها پایینتر از نقطهی سربهسری درآمد و هزینه، تعیین و اعمال شدهاست. بدیهی است این امر با توجه به عدم تخصیص بودجه و اعتبار دولتی کافی، این صنعت را با کمبود منابع مالی روبرو نمودهاست و تعرفههای تعیینشده نهتنها هزینه های سرمایه گذاری جایگزینی و توسعهای را پوششنمیدهند، بلکه هزینه های جاری نیز تحت تأثیر این شرایط با محدودیتهای جدی مواجهگردیدهاست(همان منبع).
۲-۲-۲-۱-۲-۵-۳٫اصلاحات صنعت برق در ایران
صنعت برق کشور از اویل دهه ۷۰ به تغییر ساختار سازمانی و ایجاد شرکتهای مستقل و غیردولتی توزیع نیروی برق و مدیریت تولید برق، همچنین شرکتهایی در بخشهای اجرائی و پیمانکاری، ساخت و تجهیزات و غیره اقدامنمودهاست. به علاوه در راستای نائلآمدن به اهداف قانون اجرای تهای کلی اصل۴۴ قانون اساسی و ایجاد بستر لازم برای شکلدهی به سازوکار بازار رقابتی سالم، شرکت مدیریت تولید، انتقال و توزیع برق ایران(توانیر) درطی دو سال گذشته براساس برنامهریزیهای انجامشده و در زمینههای مختلف فعالیتهای اجرائی خود را جلو بردهاست(توانیر، ۱۳۹۱پ).
صنعت برق ایران چهار دوره تکاملی را تجربه نمودهاست : مقرراتگذاری، مقرراتزدایی، تجدید ساختار و خصوصیسازی که هریک اثرات خاصی بر صنعت برق داشته اند. مقرراتگذاری نقش مدیریت و مالکیت دولت را افزایش میدهد؛ مقرراتزدایی قوانینی که به تداوم حضور دولت منجر می شود را تغییر داده و چارچوبی قانونی برای حضور بخش خصوصی ایجاد مینماید؛ تجدید ساختار انحصار عمودی را تفکیک و آن را به سه بخش تولید، توزیع و انتقال تقسیم می کند و خصوصیسازی، فرایند انتقال مالکیت به بخش خصوصی را در پی دارد(صادقیشاهدانی و توکلنیا، ۱۳۹۰ : ۶۹). تمرکز اصلی این پژوهش، بر اصلاحات ساختاری صنعت برق کشور و به ویژه تجدید ساختار آن می باشد.
۲-۲-۲-۱-۲-۵-۳-۱٫اصلاحات ساختاری در صنعت برق ایران
وزارت نیرو یک سازمان چندوجهی است که وظایف مدیریت چند صنعت بزرگ کشور از جمله صنعت برق، صنعت آب، صنعت فاضلاب و صنعت انرژیهای تجدیدپذیر را عهدهدار میباشد. ساختار صنعت برق به تناسب وظایف، از اهمیت ویژهای برخورداربوده و پیچیدگیهای خاص خود را دارد. در بخش صنعت برق وزارت نیرو، همانند دیگر صنایع تحت مدیریت این وزارتخانه، تمامی بخشهای زیرمجموعه که وظیفهشان ارائه خدمات در استانها به عنوان نماینده وزارت نیرو میباشد، بهصورت شرکتی ادارهمیشوند نه اداره کل یا سازمان و همین موضوع از مواردی است که ساختار سازمانی آن را نسبت به سایر وزارتخانهها متفاوت ساخته و توجه به عدم تمرکز و تفویضاختیار به شرکتها برای انجام عملیات لازم را تبدیل به یکی از ویژگیهای شاخص ساختاری آن نمودهاست(توانیر، ۱۳۹۱ب).
اصلاحات ساختاری که تاکنون در صنعت برق ایران انجامگرفتهاست شامل دو فاز به شرح زیر است :
فاز اول : تشکیل شرکت تولید، انتقال و توزیع نیروی برق ایران(توانیر) و استقلال صنعت برق
در تجدید ساختار صنعت برق به منظور ساماندهی فعالیتهای تحت تصدی دولت در زمینه بهره برداری و توسعه این صنعت در چارچوب تهای وزارت نیرو، راهبری شرکتهای زیرمجموعه، افزایش بهرهوری و کارایی و استفاده بهینه از امکانات صنعت برق کشور و در صورت وم انجام برخی از امور اجرایی و نیز کارگزاری وزارت نیرو در زمینه نظارت و برنامه ریزی، شرکت مادر تخصصی تولید، انتقال و توزیع نیرو(توانیر) شکل گرفت(توانیر، ۱۳۹۱ب).
شکل ۲-۱۰ . فرایند استقلال صنعت برق در وزارت نیرو(برگرفته از منظور و عسکریآزاد، ۱۳۸۷)
فاز دوم : تشکیل شرکتها و سازمانهای تابعهتوانیر
فاز دوم از اصلاحات ساختاری صنعت برق، شامل تشکیل شرکتها و سازمانهایی است که تحت مدیریت و مالکیت شرکت توانیر می باشند. عناوین این مؤسسات در جدول۲-۱درج شده است(در بخشهای بعدی راجع به اقداماتی که توسط برخی از این ارگانها صورت میگیرد صحبت خواهدشد).
جدول۲-۱ . شرکتها و سازمانهای تابعه توانیر(منبع : توانیر، ۱۳۹۱ب)
ردیف | نام ارگان تابعه توانیر |
۱ | شرکت مدیریت شبکه برق ایران |
۲ | شرکتهای برق منطقهای |
۳ | شرکتهای مدیریت تولید |
۴ | شرکتهای تعمیراتی تأسیساتی تولید برق |
۵ | شرکتهای توزیع نیروی برق |
۶ | سازمان توسعه برق ایران |
۷ | شرکت مدیریت پروژه های نیروگاهی ایران(مپنا) |
۸ | شرکت تعمیرات نیروگاهی ایران |
۹ | سازمان بهرهوری انرژی ایران(سابا) |
۱۰ | سازمان انرژیهای نو ایران(سانا) |
۲-۲-۲-۱-۲-۵-۳-۱-۱٫روند تجدید ساختار در صنعت برق ایران
هر سازمان به عنوان یک موجود زنده نیازمند تحول و دگرگونی برای سازگاری بیشتر با محیط خود میباشد. معاونت برق و انرژی وزارت نیرو و شرکت مادر تخصصی توانیر به عنوان مسئولان صنعت برق کشور نیز از این قاعده مستثنی نیستند و با پیروی از روند جهانی به تجدید ساختار صنایع برق اقدامنموده اند و برای ایجاد فضای سالم رقابتی، خصوصیسازی و برونسپاری وظایف را سرلوحهی عمل خود قراردادهاند(توانیر، ۱۳۹۱ب). در ادامه ضمن اشارهای مختصر به تلاش های این صنعت مادر جهت رقابتیشدن، سیر تجدید ساختار صنعت برق ایران را از نظر میگذرانیم.
- ایجاد فضای سالم رقابتی و خصوصیسازی
در یک فضای رقابتی دو عامل عمده مدنظر مدیران شرکتهای تولیدکننده انرژی الکتریکی قرار دارد: یکی کاهش تلفات و ضایعات در جهت کاهش هزینه های تولید و به ناچار قیمت تمامشده محصول، دیگری افزایش بهرهوری سیستم تحت مدیریت و سعی در تأمین برق به صورتی مستمر و با کیفیت مناسب. در این صورت، مصرف کننده، دارای حق انتخاب و خروج از فضای انحصاری بوده و در مجموع، جامعه نیز رفتاری مناسب برای مصرف برق پیداخواهدکرد که الگوی نهایی مصرف را به سمت بهینهشدن مصرف برق سوق خواهدداد(توانیر، ۱۳۹۱ب).
باتوجه به مطالب فوق اهداف ایجاد رقابت و خصوصیسازی صنعت برق ایران به شرح زیر میباشد:
بررسی تجارب برخی کشورهای توسعهیافته در زمینه تجدید ساختار صنعت برق
بریتانیا جزء اولین کشورهایی[در جهان] است که شروع به تجدیدساختار صنعت برق خود کرده و الگوی بسیاری از کشورها در این راستا میباشد. اما علت اصلی این امر اقدامات اصلاحی و ترمیمی این کشور در این زمینه است. الگوبرداری برخی کشورها نظیر استرالیا از این برنامه های ترمیمی کاملاً قابلمشاهده میباشد.
بریتانیا تقریباً در دهه۱۹۸۰ برنامه های اصلاحی را آغازنمود و اکنون بهنظرمیرسد که نتیجه مثبتی در این زمینه بهدستآوردهاست(عبداللهی و همکاران، ۱۳۸۴: ۷). تجدید ساختار صنعت برق در این کشور، رقابت را همراه با خصوصیسازی پدیدآورد. این تجربه درکل، از نظر کارایی، دستاوردهای بزرگی را ایجادنمود؛ لیکن برق هستهای که به صورت بنگاه دولتی باقیمانده نیز دستاوردهای زیادی داشته و این امر نشانمیدهد که در بریتانیا، رقابت، در عوض مالکیت خصوصی، عاملی تعیینکننده بوده است(قهرمانی، ۱۳۸۲: ۳۴۹). البته مشکلات چندی هم با تجدیدساختار صنعت برق بهوجودآمدهاند که در زیر به طورخلاصه به دو مورد از آنها اشاره شدهاست :
- سود حاصل از بازار مالی رقابتی تقریباً به طور نامتوازنی بین دستاندرکاران این صنعت توزیع می شود و این باعث بهوجودآمدن تبعیضاتی بین آنها و بروز اندکی نیتی شدهاست.
- خصوصیشدن شرکتها، تلاش آنها برای رسیدن به سود بیشتر را دربردارد. این شرکتها با کاهش نیروی انسانی و در نتیجه کاهش هزینههایشان سود خود را افزایش می دهند، بنابراین باعث افزایش نرخ بیکاری میشوند(عبداللهی و همکاران، ۱۳۸۴: ۷).
شکل ۲-۸ مدل کلان صنعت برق بریتانیا را نمایش میدهد. این بخشها در یک ارتباط منظم و منطقی با یکدیگر میتوانند انتظارات مشترکین و سایر ذینفعان صنعت برق را در جهت عرضه برق مطمئن، با کیفیت، ایمن و پایدار برآورده سازند. همانطور که از این شکل قابلمشاهده است، در صنعت برق بریتانیا سازمان پشتیبانی و به تبع آن نهادهای فعال در این بخش، مشاهده نمی شود. در واقع میتوان دلیل این امر را با بلوغ تشکیلاتی و سازوکارهای مدون در سازمان عملیات و بازرگانی صنعت برق این کشور مرتبط دانست، چرا که نهادهای درگیر در این سازمان و سازوکارهای بازارمحور آن میتوانند بدون نیاز به پشتیبانی دولتی یا پشتیبانیهای خاص دیگر، منابع لازم برای توسعه بخشهای تولید، انتقال و توزیع نیروی برق را تأمین نمایند(شرکت موننکو ایران – معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱).
در ادامه به برخی از فعالیتهایی که توسط سازمانهای نمایشدادهشده در شکل انجام میگیرد اشاره می شود :
شکل۲-۸٫ مدل کلان صنعت برق بریتانیا(شرکت موننکو ایران – معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱)
- سازمان عملیات و بازرگانی : نهادهایی که در سازمان عملیات و بازرگانی فعالیت دارند بر طبق شکل۲-۸، شامل شرکتهای تولید نیروی برق، شرکتهای انتقال، مدیریت و راهبری شبکه، مدیر مالی بازار، بهرهبرداران شبکه توزیع، شرکتهای عرضه برق، بورسها و تجار غیرفیزیکی میباشند(شرکت موننکو ایران – معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱).
- سازمان نظارت و تنظیم مقررات برق : پس از تجدیدساختار در صنعت برق بریتانیا به دو دلیل عمده، نیاز به وجود نهادهایی که در حوزه های مختلف صنعت برق به تنظیم مقررات و نظارت بپردازند، احساس شد. این دو دلیل عبارت بودند از:
- خارجشدن نهادهای درگیر در عملیات صنعت برق از حیطه کنترل مستقیم دولت؛
- پیدایش بازیگران مختلف در صنعت برق و وم هماهنگسازی فعالیتهای میان آنها از طریق وضع قوانین و مقررات بیطرفانه بهگونهای که احساس جانبداری از هیچیکاز بازیگران به وجود نیاید(همان منبع).
- سازمان حاکمیت : نهادهایی که در سازمان حاکمیت صنعت برق بریتانیا فعال هستند عبارتند از: دولت؛ پارلمان؛ وزارت انرژی و تغییرات آب و هوایی؛
پارلمان از طریق قانونگذاری، دریافت گزارشها و نظارت کلان و دولت نیز از طریق اعمال اقتدار(انتصاب مدیران، اعطای بودجه و غیره) بر وزارتخانهها و سازمانهای دولتی مرتبط با صنعت عرضهی برق، بر این صنعت اعمال حاکمیت مینمایند(همان منبع).
در طول سه دهه گذشته تها و ساختار صنعت برق هلند در جهتی مخالف و به صورتی افراطی تغییر یافتهاست. تا پایان دهه هشتاد، صنعت برق این کشور به صورت انحصاری اداره میشد و بخشهای تولید و توزیع برق دارای یکپارچگی عمودی بودند و مقامات شهری و ایالتی مالکیت آنها را دردست داشتند. اما به منظور دستیابی به عرضهی کاراتر برق و تعرفههای پایینتر آن، بخش برق در طول سالهای ۱۹۸۹-۱۹۸۵ مجدداً سازماندهی گردید. با این وجود بهنظرمیرسد که این سازماندهی مجدد، کارایی مورد انتظار را به همراه نداشتهاست. همچنین تغییراتی که دولت در خلال سال های ۱۹۹۵و۱۹۹۶با هدف کاهش ناکارایی در بخش برق اعمالکرده، اگرچه تا حدودی محققشدهاست اما اینکه به کسب منافعی منجر میگردد یا خیر چندان مشخص نیست. بهعلاوه رسیدن به جایگاهی مطلوب در بازار برق اروپا خود مستم تدوین تهایی است که این تها با ایجاد یک بازار رقابتی در هلند در تضاد است؛ ضمن اینکه مؤلفه های یک بازار بین المللی هنوز به طور دقیق تعیین و تعریف نشده است(کاستر ، ۱۹۹۸ : ۶۶۱).
تا سال۱۹۹۴صنعت برق استرالیا عمدتاً درانحصار دولت بود و و از میان شش ایالت استرالیا، چهارتای آنها دارای یکپارچگی عمودی بودند و در دو ایالت دیگر-نیوسوتو و کوئینزلند-بخش توزیع، اسماً و به صورت جزئی از بخش تولید، جدا شدهبود.
جوهر و ماهیت اصلی تجدیدساختار در استرالیا، تلاش برای ایجاد بازارهای رقابتی و کاهش قیمت برق بود. اما محققان بر این باورند که روند تجدیدساختار فعلی در این کشور نمی تواند به ایجاد بازار رقابتی برق منجر شود؛ بهاینمعنا که حتی اگر سیستم فعلی رقابتیتر از سیستم پیشین شود، این امر وماً به کارایی اقتصادی بالاتر منجر نخواهدشد. از این رو به منظور افزایش کارایی و نیز ایجاد بازارهای رقابتی، بایستی بازاری برای کلیه خدمات مربوط به انرژی، و نهصرفاً برق، به وجودآید؛ ضمناً قیمت گذاری صحیح بهتنهایی کافی نیست(دیسندرف[۱]، ۱۹۹۶ : ۴۶).
فرایند تجدیدساختار در کشورهای نوردیک(شامل نروژ، سوئد، فنلاند و دانمارک) از سال ۱۹۹۶ آغازشد و در سال ۲۰۰۰ همهی کشورهای نوردیک به این بازار پیوستند. روند تجدید ساختار در این کشورها به شرح زیر است :
۱- ایجاد تسهیلات اشتراکی؛ ۲- ارائه لایحه انرژی؛ ۳- ایجاد بازار رقابتی؛ ۴- ایجاد بازار آزاد؛ ۵- تأسیس بازار ملی؛ ۶- مقرراتزدایی و تعدیل مقررات؛ ۷- آغاز ت خصوصیسازی؛ ۸- تأسیس هیئت مرکزی تولید برق(عبداللهی و همکاران، ۱۳۸۴: ۶).
لازم به ذکر است که فرایند تولید برق در هریک از این کشورها با یکدیگر فرق می کند. به عنوان مثال منابع آبی، منبع تغذیهی برق نروژ میباشد. در سوئد و فنلاند نیز علاوه بر نیروگاههای آبی نیروگاههای اتمی و حرارتی نقش بسزایی دارند و در دانمارک اغلب از نیروی حرارتی برای تولید برق استفاده می شود. در این کشورها ساختار قیمتهای الکتریسیته و یا بهتعبیری تقسیم بندی قیمت پرداختی توسط مصرف کننده به این صورت است :
الف)مالیاتهای سالیانه که متناسب با میزان مصرف انرژی میباشند. ب)قیمت تولید و فروش الکتریسیته که شامل هزینه تولید توان و هزینه های زیست محیطی می شود. ج)هزینه انتقال که وابسته به محل اتصال خطوط میباشد(همان منبع).
بازار نوردیک سه وظیفه عمده را برعهدهدارد : ۱- بازار تجارت فیزیکی که نوعی بازار لحظهای است. ۲- بازار تجارت مالی که در آنها قراردادهایی به منظور تضمین قیمت و مدیریت ریسک تنظیم میگردد. ۳- تسویهی بازار برق نوردیک که در این بخش، بازار خود وارد قراردادها می شود به این معنی که قراردادهای مبادله انرژی استاندارد را تسویهمی کند و موجب شفافسازی مسائل مالی می شود(همان منبع).
برخی مشکلات موجود در بازار برق نوردیک عبارتند از : عدم هماهنگی تعرفهی انتقال، کافی نبودن ظرفیت، عدم همکاری شرکتهای بهرهبردار شبکه های اصلی انتقال، جداسازی توزیع و فروش در شرکتهای توزیع(همان منبع).
صنعت برق آلمان دارای نوعی هماهنگی تام و تمام است. دولت فدرال آلمان تأثیر بسیار محدودی در این صنعت داشته و صرفاً نقش پشتیبان ساختار فعلی را داراست و مقامات شهری قدرت بیشتری در خصوص قانونگذاری دارند. در این کشور، بازار، بین بازیگران و بخش خصوصی تقسیم شدهاست و چندین شرکت تولید نیروی برق به صورت مستقل مشغول به فعالیتند. تبادل اطلاعات، داوطلبانه بوده و الگوی مالکیتی نیز متنوع و به صورت ترکیبی از مالکیت عمومی و خصوصی است. ساختار رسمی بازار برق آلمان کاملاً پایدار بوده و با این تفاسیر میتوان گفت که بخش برق آلمان تقریباً مشابه یک بازار برق آزاد است(آرنتسن و کینک، ۱۹۹۶ : ۵۵۰).
صنعت برق کره در ابتدا توسط شرکت نیروگاه برق کره[۲]و با ساختار انحصاری طبیعی اداره میگردید. اما همزمان با کمرنگشدن اثربخشی مدیران و نیز کاهش میزان صرفهجویی در مقیاس، شرکت مذکور به شش شرکت تابعه تقسیم و رقابت بین آنها در آوریل سال ۲۰۰۱ آغاز شد. نتایج حاصل از ارزیابی فرایند تجدیدساختار صنعت برق کره حاکی از آن است که نرخ بازگشت دارایی[۳] افزایش یافتهاست و صورتهای مالی نشاندهنده عملکرد بهتر این صنعت نسبت به زمان پیش از تجدیدساختار هستند. اما میزان بهرهوری مانند بهرهوری سرمایه و نیز ارزش افزودهی دارایی ها، کارخانه و تجهیزات نسبت به گذشته کاهش یافتهاست(ون[۴]، ۲۰۰۷ : ۵۰۸۰).
کشور ایالات متحده آمریکا فاقد صنعت برق یکپارچه و منسجم است، به گونهای که در برخی از ایالتهای این کشور بازار برق، پیادهسازی شده و در برخی دیگر کماکان ساختار یکپارچهی عمودی استقرار دارد(شرکت موننکو ایران – معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱). تگزاس یکی از ایالاتی است که فرایند مربوط به تجدیدساختار تسهیلات برق آن، در ژانویهی سال ۲۰۰۲آغاز گردید. این تسهیلات که تا آن زمان دارای یکپارچگی عمودی بودند بایستی پیش از دادن حق انتخاب به مشتریان، به نهادهای تولید، انتقال و توزیع مجزا، تفکیک میشدند. بدین منظور، فعالیتهای مربوط به انتقال و توزیع، همچنان به صورت تنظیمی باقیماندند. بخشهای تولید و خردهفروشی عمدتاً قانونزدایی شدند و این بازار خردهفروشی جدید، به صورت موفقیتآمیزی، رقبای فراوانی را به سمت خود جذب کرد. اما با وجود اینکه تگزاس، موفقترین بازار برق تجدیدساختارشده در شمال آمریکا بهشمار میآید همواره این انتقاد بر آن وارد است که نتوانسته در خصوص کاهش قیمت برق مصرفی برای ساکنین این ایالت اقدام ویژهای صورتدهد و در این زمینه با شکست مواجه گردیدهاست(زارنیکا و ویت ورت[۵]، ۲۰۰۶ : ۲۱۹۱).
۲-۲-۲-۱-۲-۴-۲٫بررسی تجارب برخی کشورهای درحالتوسعه در زمینه تجدید ساختار صنعت برق
شیلی نخستین کشور درحالتوسعهای بود که اصلاحات جامعی را در خصوص صنعت برق خود درپیش گرفت. این کشور در این زمینه نمونه ای موفق در میان کشورهای درحالتوسعه به شمارمیآید. اصلاحات صنعت برق شیلی در سال ۱۹۷۸برنامه ریزی شد و قانونگذاری ابتدایی مربوط به آن در سال ۱۹۸۲ منجر به تفکیک افقی و عمودی بخش برق و نیز تجاریسازی آن گردید. این کشور دارای دو سیستم شمالی و مرکزی است. ساختار بازار برق در کشور شیلی به این صورت است که بخشهای تولید، انتقال و توزیع به صورت افقی تفکیک شده اند، با این وجود هریک از این بخش ها دارای یکپارچگی عمودی میباشند. برخی از موفقیتهایی که شیلی درخصوص اصلاحات صنعت برق و تجدیدساختار کسب نمودهاست را میتوان به صورت زیر برشمرد :
- از سال ۱۹۸۲ تا پایان سال ۲۰۰۸ ظرفیت تولید برق در سیستمهای مرکزی از ۲۷۱۳ مگاوات به ۹۳۸۶ مگاوات(میانگین رشد سالیانهی تقریباً۵%) و در سیستمهای شمالی از۴۲۸ مگاوات به ۳۶۰۲ مگاوات(تقریباً۸%در هر سال) افزایش یافتهاست.
- عملکرد مالی قوی در شرکتهای برق موجب نرخ بالای سرمایه گذاری، کاهش قیمت در بخش توزیع و ارتقای کیفیت عرضه شدهاست(آژانس بین المللی انرژی،۱۶نوامبر ۲۰۱۲الف).
فرایند تجدیدساختار صنعت برق چین از حدود دو دهه پیش آغازگردید و طی این فرایند، بخش برق اساساً شکل جدیدی بهخود گرفت. اگرچه جهت پیشبرد این امور، تهای مهمی معرفی و پیادهسازی شد، اما همچنان چالشهای زیادی باقی است. برای مثال بازار عمدهفروشی رقابتی و دسترسی به بازار خردهفروشی هنوز در مرحلهی آزمایشی بوده و توافق کمی راجع به نحوه اجرای اصلاحات در آنها وجود دارد. به علاوه اگرچه به صورت تئوریک گفتهمی شود که ایجاد بازار عمدهفروشی و دسترسی به بازار خردهفروشی، کارایی بازار را افزایش میدهد، اما تضمین وقوع چنین امری در عمل، دشوار است. از سوی دیگر در حال حاضر ایجاد یک بدنهی قانونگذاری کاملاً مستقل در صنعت برق چین غیرممکن بهنظرمیرسد. در مجموع، به این دلیل که چین در مراحل آغازین تجدیدساختارخود میباشد نمیتوان به صورت دقیق راجع به شکست و یا موفقیت آن سخن گفت(ما و هی[۶]، ۲۰۰۸ : ۱۷۰۹).
در طول دهه گذشته صنعت برق ترکیه اصلاحات عمیقی را در ساختار و مالکیت خود تجربه کردهاست. با افزایش نگرانیهای عمومی راجع به میزان کارایی بخش برق، ترکیه نیز تصمیم به جایگزینی مدلهای سنتی و یکپارچهی عمودی صنعت برق با عملیات مربوط به تفکیک فعالیتها و ورود رقابت به این صنعت گرفت. بنابراین، صنعت برق در این کشور به بخشهای تولید، انتقال، توزیع و بازار خردهفروشی تقسیمگردید. درحالحاضر، کشور ترکیه برای ورود رقبا به بخشهای رقابتپذیر(تولید و خردهفروشی) و همچنین پرورش رقابت در بخشهای رقابتناپذیر برنامه ریزی کردهاست. اکنون با وجود چارچوب قانونی مناسب و مطلوب در این کشور، میتوان گفت که تهای دولت درمورد خصوصیسازی بخش توزیع، با ایدهآلهای آن فاصلهی بسیار دارد. در واقع دولت ترکیه بایستی به این سؤال اساسی پاسخدهد که : آیا عملیات و مدیریت صنعت برق این کشور باید در قالب یک تجارت رشد و نمو کند و یا اینکه همچنان به صورت نوعی از خدمات و تسهیلات عمومی باقی بماند؟(اردوگدو، ۲۰۰۹ : ۱۴۹۱).
شکل۲-۹ مدل کلان صنعت برق ترکیه را نمایش می دهد.
شکل۲-۹٫ مدل کلان صنعت برق ترکیه(برگرفته از شرکت موننکو ایران- معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱)
در ادامه به برخی از وظایف و زیرمجموعههای سازمانهای مشخصشده در این شکل اشاره می شود.
- سازمان عملیات و بازرگانی صنعت برق : نهادهای فعال در این سازمان عبارتند از :
۱-۱٫ نهادهای مرتبط با تولید برق : تولید برق در ترکیه توسط شرکتهای دولتی و خصوصی انجام می شود. ای.یو.آ.اس شرکت تولید برق دولتی کشور ترکیه است که مالک و بهرهبردار نیروگاههای دولتی در این کشور است. در صنعت برق ترکیه، بخش خصوصی در تولید برق در قالبهای مختلف نظیر نیروگاههای با قراردادهای بی.اٌ.اٌ، بی.اٌ.تی و تی.اٌ.اٌ.آر، نیروگاههای خصوصی مستقل و مصرف کنندگان خودتأمین(مصرف کنندگانی که هدف اصلی آنها تأمین برق مورد نیاز خود میباشد و برق تولیدی مازاد خود را در بازار میفروشند) مشارکت دارند(شرکت موننکو ایران – معاونت انتقال و دیسپاچینگ، ۱۳۹۱).
۱-۲٫ شرکت شبکه انتقال برق ترکیه : این شرکت، مسئولیت تعمیر و نگهداری تجهیزات انتقال و اجرای طرحهای توسعه شبکه انتقال در منطقه تحت پوشش خود را برعهدهدارند(همان منبع).
۱-۳٫ شرکتهای بهرهبردار شبکهی توزیع : شبکهی توزیع برق ترکیه به ٢١ منطقه تقسیم می شود که در هر منطقه، بهره برداری از شبکهی توزیع، فروش برق به مشترکین، نصب و خواندن کنتورها و صدور و پخش صورتحسابها بر عهده شرکت توزیع برق آن منطقه میباشد.
۱-۴٫ شرکتهای عمدهفروشی برق : فعالیتهای عمدهفروشی برق توسط شرکت دولتی تجارت و معاملات برق ترکیه و شرکتهای خصوصی انجاممی شود. این شرکتها به عنوان تولیدکننده در بازار برق فعالیت می کنند و به عنوان شرکت عمدهفروشی برق نمیتوانند در فعالیت خردهفروشی برق مشارکت داشتهباشند(همان منبع).
۵-۱٫ مصرف کنندگان بازار برق : مشتریان یا مصرف کنندگان بازار برق در کشور ترکیه به دو گروه مصرف کنندگان مجاز و مصرف کنندگان غیرمجاز تقسیم میشوند. در حقیقت مصرف کنندگان واجد شرایط، افراد حقیقی یا شرکتهای حقوقی هستند که میتوانند برق خود را از طریق شرکت در بازار تأمین کنند و مصرف کنندگان غیرمجاز آن دسته از مشترکینی هستند که میتوانند انرژی مورد نیاز خود را از شرکتهای بهرهبردار توزیع تأمیننمایند(همان منبع).
- سازمانپشتیبانی صنعت برق : در صنعت برق ترکیه نهادهایی وجوددارند که در حوزه سازمانپشتیبانی صنعت برق قرارمیگیرند. این نهادها در ترکیه عبارتند از : تیایدیآاس که مالکیت کلیه تأسیسات و شبکه های توزیع در ترکیه را برعهدهدارد؛ ادارهی خصوصیسازی و شورایعالی خصوصیسازی که در زمینه اجرای تهای خصوصیسازی دولت فعال میباشند(همان منبع).
- سازمان نظارت و تنظیم مقررات : نهادهایی که در مجموعهی سازمان نظارت و تنظیم مقررات فعالیتمی کنند، مسئولیت نظارت بر عملکرد سایر نهادها را برعهدهدارند(همان منبع).
- سازمان حاکمیت صنعت برق : نهادهای حاکمیتی صنعت برق ترکیه عبارتند از وازرت انرژی و منابع طبیعی، هیئت دولت و پارلمان(همان منبع).
اصلاحات برق در کشور هند با هدف ارتقای رقابت در بازار برق در سال ۲۰۰۳ آغاز گردید. برای این منظور دولت هند، تهای متنوعی را درپیش گرفت. کمیتهی قانونی برق مرکزی نیز رقابت را از طریق دسترسی آزاد به انتقال درون ایالتی، تجارت درون ایالتی و تبادل قدرت تسهیلساخت. اما علیرغم تمامی تلاش های صورت گرفته، قیمت برق در بازار برق عمدهفروشی هند افزایش یافتهاست. البته دلایل مختلفی برای وقوع این امر قابلذکر است که به وجود آمدن قدرت بازار یکی از بارزترین این دلایل است(شوکلا و تامپی[۷]، ۲۰۱۱ : ۲۶۹۹).
همانطور که ملاحظهمی شود کشورهای مختلف گامهایی را در جهت تجدیدساختار صنعت برق خود برداشته اند. به نظر میرسد که برخی از این کشورها این روند را صرفاً به تقلید از کشورهای پیشگام و موفق در این زمینه و بدون توجه به ساختار و ویژگیهای صنعت برق خود دنبالکرده اند و شاید هرگز وم اعمال آن را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرارندادهاند؛ این در حالی است که برخی دیگر از کشورها همهی جوانب را به خوبی سنجیدهاند و سپس این تصمیم استراتژیک را اتخاذ نموده اند. به هرحال آنچه از شواهد امر پیداست این است که تجدید ساختار در بسیاری از کشورها برخلاف هزینه های سنگین و روند بلندمدت خود، افزایش در کارایی اقتصادی و نیز ایجاد یک بازار کاملاً رقابتی را تضمین نمی کند. پن(۱۹۹۵ : ۲۰) معتقد است کهتلاش برای ایجاد یک بازار تولید رقابتی و ایمن، همواره در مرکز برنامه های تجدیدساختار و قانونزدایی قراردارد و اکثر افراد صاحبنظر تصور می کنند که یک بازار رقابتی تولید برق کاملاً محتمل و دستیافتنی است؛ این در حالی است که این فرضیه هیچگاه واقعاً مورد ارزیابی قرارنگرفته و هیچ سیستم نظارت بر عملکرد جامعی نیز در این زمینه ایجادنشدهاست». در واقع وی اگرچه مخالفتی با اعمال تجدیدساختار ابراز نمیدارد اما از تحقق آن نیز چندان مطمئن نیست زیرا همانگونه که گفتهشد این فرایند بسیار بلندمدت است و نمیتوان راجع به آن پیشداوری کرد. نیوبری(۲۰۰۲ : ۹۱۹) نیز چنین اذعانمیدارد کهاگرچه آزادسازی صنعت برق(آزادسازی با تجدیدساختار از بعضی جهات متفاوت است)، بازارهای برق را رقابتی ساخته، ظرفیت انتقال را افزایش داده و ظرفیت کافی تولید را تضمین مینماید اما برق را با قیمتهای افزونتری به مشترکین ارائهمیدهد»؛ با این حال وی نیز مسئله آزادسازی صنعت برق را به طور کامل رد نمی کند و پیشنهاداتی را به منظور رفع این مشکلات ارائهمیدهد. بنابراین چنین به نظرمیرسد که کشورها باید پیش از اقدام به تجدیدساختار صنعت برق خود، نخست با برآورد هزینهها، مدت زمان تقریبی پیادهسازی این فرایند و میزان تقریبی افزایش کارایی صنعت، راجع به وم اعمال آن تصمیم گیری نمایند؛ زیرا همانطور که در این قسمت عنوان شد و در قسمت های بعد نیز به آن اشارهمی شود، کشورهای مختلفی را میتوان نام برد که به رغم تحمل هزینه های فراوان به کارایی اقتصادی مورد انتظار خود دستنیافتهاند و شاید این سؤال همچنان برای آنان باقی است که آیا ومی به آغاز این فرایند بود و آیا اکنون تداوم آن ضرورتی دارد یا خیر؟ و در مقابل، کشورهایی را نیز میتوان مثال زد که به اهداف مدنظر خود رسیده اند. در مجموع میتوان گفت که این مسائل، اهمیت توجه بهوم»تجدیدساختار صنعت برق را بیش از پیش نمایان می کنند. در ادامه صنعت برق ایران، به عنوان یکی از کشورهای درحالتوسعه، در قالب یک بخش مجزا مورد بررسی قرارمیگیرد و نقاط ضعف و قوت آن تشریح میگردد.
[۱] – Diesendorf
[۲] – Korea Electric Power Corporation (KEPCO)
- کاهش تصدی دولت در اموری که فاقد انحصار طبیعی هستند؛
- شفافشدن و تفکیک هزینه های تولید، انتقال و توزیع؛
- ایجاد فضای سالم برای رقابت بین تولیدکنندگان و توزیعکنندگان انرژیالکتریکی و بهبود کیفیتخدمات؛
- دادن حق انتخاب به مشتری نهایی در گزینش بهترین عرضهکننده از میان عرضهکنندگان انرژی؛
مدل ارزش ویژه برند مبتنی بر مشتری کلر [۱]
پایان نامه در مورد آمیخته بازاریابی[۱]
دانلود پایان نامه مدیریت در مورد سیستم های مدیریت در آموزش الکترونیکی (مدیریت یادگیری )
برق , ,صنعت ,بازار ,کشور ,۲ ,صنعت برق , ,در این ,است که ,برق ایران ,شرکت موننکو ایران ,دارای یکپارچگی عمودی ,یکپارچگی عمودی بودند ,زمینه تجدید ساختار
درباره این سایت